السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
44
تفسير الميزان ( فارسي )
است ، كه يا مربوط به اول گفتار است و معنايش اين است كه : « لو كنتم من اهل العلم لاستجبتم دعوتى و آمنتم - اگر از اهل علم بوديد ، دعوت مرا اجابت مىكرديد ، و ايمان مىآورديد » و يا مربوط به آخر كلام است و معنايش اين است كه : « لو كنتم من اهل العلم لعلمتم ان للَّه أجلين ، و أن أجله اذا جاء لا يؤخر و استجبتم دعوتى . . . - اگر از اهل علم بوديد ، مىدانستيد كه خدا دو اجل دارد ، و وقتى اجلش برسد تاخير نمىافتد ، آن وقت دعوتم را مىپذيرفتيد . . . » . * ( « قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهاراً فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً » ) * گوينده اين سخن نوح ( ع ) است ، و منظور از اينكه گفت : « شب و روز ايشان را خواندم » اين است كه به عبادت خدا و تقوى و طاعت رسولشان خواندم ، و خواندن در شب و روز كنايه است از اينكه دائما و به طور خستگى ناپذير خواندم . * ( « فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً » ) * - يعنى فرار از اجابت دعوتم ، پس تعبير به « فرار » استعاره از تمرد و نپذيرفتن است ، در اين جمله زيادتر شدن فرارشان را به دعوت خود نسبت داده و گفته دعوت من فرار ايشان را زيادتر كرد ، و اين براى آن است كه در دعوت آن جناب شائبه سببيت هست ، چون وقتى خير در غير مورد صالح واقع شود ، خود آن مورد و محل به خاطر فسادى كه دارد آن خير را فاسد نموده ، شرش مىسازد ، هم چنان كه خود قرآن در باره صفت خود مىفرمايد : « وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً » « 1 » . * ( « وَإِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ . . . » ) * در اين آيه مغفرت را هدف دعوت قرار داده ، با اينكه هدف دعوت نخست ايمان آوردن ايشان ، و سپس مغفرت خدا است ، و اين براى آن بود كه خواسته به خيرخواهى خود براى آنان اشاره كند ، و بفهماند كه اگر دعوتشان مىكند منظورش تنها و تنها تامين خير دنيا و آخرت ايشان است . * ( « جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ » ) * - معنايش اين نيست كه حقيقتا انگشت در گوش خود كردند ، بلكه اين تعبير كنايه است از اينكه از شنيدن دعوت او استنكاف ورزيدند ، و معناى جمله * ( « وَاسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ » ) * ، هم هر چند اين است كه جامه خود بسر كشيدند تا مرا نبينند ، و سخنم را نشنوند ، ولى اين تعبير هم كنايه است از تنفر آنان و گوش ندادنشان به سخن وى .
--> ( 1 ) ما در قرآن چيزهايى نازل كردهايم كه شفاء و رحمت براى مؤمنين است ، و در ستمكاران جز زيادتر شدن خسران اثرى ندارد . سوره اسرى ، آيه 82 .